تبليغاتX
بی سرزمین
بی سرزمین
چهارشنبه 16 خرداد1386


سلام

امیدوارم حال همگی خوب باشه

اما حال من اصلا خوب نیست، اصلا...

همین جمعه ای که گذشت، ساعت ۵ بعد از ظهر با ماشین بابام (۴۰۵) با ۱۱۰ تا سرعت خواستم از خیابون اصلی برم تو فرعی که چپ کردم

سر پیچ ماشین رو ۲تا چرخ سمت راننده بلند شد فرمونو پس گرفتم که ماشین رو ۴تا چرخ بشینه یه دفه چرخ عقب راننده رفت رو در چاه وسط خیابون که صاف صاف بود. روش سر خوردو ماشین یهو چرخید محکم خورد به تیر برق توی پیاده رو

۲تا گلگیر، صندوق، سقف، شاسی ماشین ، یه در با ۲تا رینگ باید عوض بشه

من هزاران بار ۱۹۵تا با ماشینمون لایی کشیدم هیچی نشد، دست فرمونم تو شهر معروف بود، سر یه در چاه نابود شدم

بابام بهم هیچی نگفت اما تو نگاهش خیلی حرف بود

یه روزم بیمارستان بودم به خاطر کوفتگی دست چپم

بچه ها.......

دوست دارم نظرتون آرومم کنه....................


ادامه مطلب

لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 11:25 توسط : پیمان
دوشنبه 7 خرداد1386
پس چرا عاشق نباشم...

بچه ها این شعر یکی از ترانه های خیلی قشنگ اکبر گلپایگانیه که خودم هر وقت گوش می دم می رم فضا.

خیلی آهنگ قشنگیه پیشنهاد می کنم حتما گوش کنید.

http://www.iransong.com/g.htm?id=12029

وقتی لینک رو باز کردین تو iran song player رو اسم آهنگ دبل کلیک کنین بعد play رو بزنید

نظر هم یادتون نره

 

 


ادامه مطلب

لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 0:52 توسط : پیمان
دوشنبه 31 اردیبهشت1386


 


يه روز وقتي به گل نيلوفر نگاه مي کردم ترس تموم وجودمو برداشت

که شايد منم يه روزمثل گل نيلوفر تنها بشم

سريع از کنار مرداب دور شدم

حالا وقتي که ميبينم خودم مرداب شدم دنبال يه گل نيلوفر مي گردم که از تنهايي نميرم

و حالا مي فهمم گل نيلوفر مغرور نيست

اون خودشو وقف مرداب کرد


ادامه مطلب

لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 21:30 توسط : پیمان
دوشنبه 24 اردیبهشت1386
این پند من بود...

خدا تنها معشوقي است که عاشقاني دارد که هيچ يک از بودن ديگري ناراضي نيست و هيچگاه يکي از آنها معشوقش را تنها براي خود نمي خواهد


روزي مردي عقربي را ديد که درون آب دست و پا ميزند او تصميم گرفت عقرب را نجات دهد اما عقرب انگشت او را نيش زد . مرد باز هم سعي کرد تا عقرب را از آب بيرون بياورد اما عقرب بار ديگر او را نيش زد . رهگذري او را ديد و پرسيد : براي چه عقربي را که نيش مي زند نجات ميدهي ؟ مرد پاسخ داد : اين طبيعت عقرب است که نيش بزند ولي طبيعت من اين است که عشق بورزم چرا بايد مانع عشق ورزيدن شوم فقط به اين دليل که عقرب طبيعتا نيش ميزند ؟؟


يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پر پر شدنش سوز و نوايي نکنيم...يادمان باشد سر سجاده عشق جز براي دل محبوب دعايي نکنيم...يادمان باشد از امروز خطايي نکنيم گرچه در خود شکستيم صدايي نکنيم...يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم


روزي عشقت را دزديدم و براي اينکه جاي مطمئني داشته باشد آن را در قلبم پنهان کردم .غافل از اينکه روزي براي پس گرفتن آن قلبم را خواهي شکست


بابام گفت :عشق کشکه! منم جواب دادم:

زندگي هم آشه؛بدون کشک بي مزه ميشه


سنگي که طاقت ضربه هاي تيشه را ندارد، تنديسي زيبا نخواهد شد. از زخم تيشه خسته نشو، که وجودت شايسته تنديسي زيباست


عاشق عاشق شدن باش و دوست داشتن را دوست بدار از تنفر متنفر باش به مهرباني مهر بورز با اشتي اشتي کن و از جدايي جدا باش


مي دوني چرا وقتي ميخواي بري تو رويا چشمهات رو ميبندي؟؟؟؟ وقتي ميخواي گريه کني چشمهات رو ميبندي؟؟؟ وقتي ميخواي کسي رو ببوسي چشمهات رو ميبندي؟؟؟؟.... چون قشنگ ترين چيز هاي اين دنيا قابل ديدن نيست


زندگي چون گل سرخيست . پر از خار . پر از برگ. پر از عطر لطيف.. يادمان باشد اگر گل چيديم , عطر و برگ و گل و خار همه همسايه ديوار به ديوار همند


باشد که زندگي زندگيست... امروز در دست من و دوش در دست تو! و فردا مال ديگريست.....تنها به ياد آر که روياها نميميرند...


دلا ياران سه قسم اند گر بداني زباني اند و ناني انـد و جـاني به نـاني نان بده از در برانـش تو نيـکي کن يه ياران زبـاني وليـکن يـار جـاني را نگهدار به پـايش جـان بده تا مي تواني

 


ادامه مطلب

لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 22:16 توسط : پیمان
یکشنبه 2 اردیبهشت1386
این حرف عشق بود...

 

 

این پست را صمیمانه به توتقدیم می کنم.توبزرگی به خاطر وجودت متشکرم.

سلام،بياييد درباره عشق حرف بزنيم.عشق ع-ش-ق.واژه اي كوچك اما پر معنا،بي نظير ،چه كلمه ماهي،چه كلمه بي حدومرزي،چه مفهوم بي نهايتي عشق را از دست ندهيد.

من يقين دارم اگر فقط روزي يك ربع وقت بگذاريم و درباره زندگي فكر كنيم ،به عشق بينديشيم،نتيجه خارق العاده اي خواهيم گرفت.عشق يك موهبت الهي است ،روزي كه متولدمي شويم كل دنيا را به عنوان هديه تولد به ما مي دهند.

يك جعبه بسيار خوشگل كه دورش هم روبانهاي رنگي بسيار زيبا پيچيد ه اند.اما من از رفتار بعضي از آدمها تعجب مي كنم كه حتي به خودشان زحمت باز كردن روبانها را نمي دهند چه رسد به اينكه در جعبه را باز كنند ونگاهي به درونش بياندازند

خب دست به كار شويد پس معطل چه هستيد در جعبه را باز كنيد.واي خداي من اين جعبه پر است از عشق،معجزه ،زندگي ،شادي،شگفتي،درد واشك.همه اين جعبه ها مال ما هستند بخشي از زندگي ما هستند وما بايد همه اين ها را بشناسيم و همه راتجربه كنيم .ما قادريم نااميدي را به اميد تبديل كنيم واين معجزه است.ما ميتوانيم همه اشكها را پاك كنيم ولبخند را جايگزين آن كنيم،ما مي توانيم تنهايي را تجربه كنيم وبعد تنهايي همديگر را بفهميم وآن وقت است كه مي توانيم

به هم بپيونديم ودستهاي تنهاي همديگر را دردست بگيريم وديگر تنها نباشيم.شما مي توانيد از غم ونااميدي عشق وشادي بسازيد وآن را به ديگران هم هديه بدهيد.خب باور نداريد؛ امتحان كنيد، امتحانش مجاني است،اين گوي و ميدان بفرماييد.اين را بدانيد كه شما معجزه خلقت هستيد.

 

براي انتخاب زندگي،بايد دوباره تن به خطر بدهيم ودوباره عاشق شويم ،ما براي چه كار مي كنيم ؟براي چه تلاش مي كنيم؟براي چه رنج مي بريم؟براي چه اميدواريم؟خب معلوم است براي عشق،براي زندگي .اگر از دستش بدهید ،بزرگترین 

زیان را دیده اید.خب حالا که آماده اید تن به خطر بدهید،صدمه بخورید ورنج بکشید.آن وقت عشق را خواهید شناخت .

وانگوگ حرف قشنگی دراین باره زده است.او می گوید:"بهترین راه دوست داشتن زندگی این است که خیلی چیزها را دوست داشته باشیم."

شما چه جور عاشقی هستید؟اصلا عشق را تجربه کرده اید؟

اگر می خواهید بدانید چه جور عاشقی هستید ببینید روزی چند بار می گویید:ازاین متنفرم،ازآن بدم می آید وچند بار می گویید:عاشقم.اما این را هم بدانیدکه عاشق شدن این خطر را دارد که در عوض آن ،عشقی دریافت نکنید،ولی این رابدانید  آدم عاشق می شود، که عاشق بشود نه این که چیزی گیرش بیایدشما به خاطر عشق ،عاشق می شوید.عشق مابه ازا ندارد،چیزی که مابه ازادارد دادوستداست نه عاشقی.

 استفاده کامل از زندگی یعنی آن را با عشق گذراندن.

  

پس بياييد با آغاز هرروز تلاش کنیم چیز تازه ای درباره خود،دیگران ودنیایی که درآن زندگی می کنیم یاد بگیریم وهمه راتجربه کنیم.این را بدانید که فردا شما همان آدم سابق نیستید.

بیایید با آغاز هرروز شادی هارا به خودیادآوری کنیم وآنها را بادیگران قسمت کنیم بیایید هم دیگررا بهتر بشناسیم و کم خطر ترین راه ارتباط میان خود و دیگران را انتخاب کنیم.

بیایید با آغاز هرروز تلاش کنیم که از زیباییهای دنیایمان آگاه شویم واز آنها لذت ببریم.بیایید باآغاز هر روز سعی کنیم که به یکدیگر نزدیکتر شویم.

با آغاز هرروز خود را وقف عاشق شدن کنیم .

 

 راستش اگر بخواهیم معنای دقیق وکامل عشق را بدانیم تنها کلمه ای که به ما کمک می کند زندگي است ،عشق همان زندگی است در همه جنبه هایش و اگر عشق را از دست بدهید

زندگی را از دست داده اید.پس لطفا این کا را نکنید. متشکرم. 


ادامه مطلب

لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 21:50 توسط : پیمان
چهارشنبه 29 فروردین1386
این تمام کار بشر بود


ادامه مطلب

لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 23:31 توسط : پیمان
شنبه 18 فروردین1386
این عید من بود...

سلام دوستان

سال نو همتون مبارک

من بلاخره بر گشتم. ببخشید که اینقدر طولانی شد اما به هر حال اومدم. عید رفته بودیم سمت کاشان و شیراز و اصفهان. جاتون خالی کلی خوش گذشت. سر فرصت یه آپ درست و حسابی می کنم. الآن چون امتحان دارم زیاد نمی تونم بنویسم. بای تا آپ بعدی...


ادامه مطلب

لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 23:9 توسط : پیمان
یکشنبه 13 اسفند1385
این کار من بود...

 سفید ، پاکی، طهارت...

سیاه، شب، ظلمت...

قرمز، عشق، محبت...

زرد، نور، زندگی...

آبی، دریا، آسمان...

سبز، درخت، درخت، درخت...

تا حالا دنیا رو بدون درخت تصور کردین؟

دنیای بدون درخت یعنی فاجعه، یعنی مرگ زندگی، یعنی ورود رنگ سبز ممنوع...

کی می‌دونه اولین کسی که درخت رو وادار به خودکشی کرد کی بود؟

کی می‌دونه اولین کسی که شاخه‌ی درخت رو به عنوان دسته‌ی تبر به کار برد کی بود؟

کی می‌دونه چندمین روز چه ماهی از چه سالیه که همه‌ی چوب‌های جنگل می‌شن دسته‌ی تیغ تبر؟

                                                           ****************

عنوان کتاب: زنده باد درخت

نویسنده: انسان

تیتراژ: ۵۰۰۰ جلد

تعداد صفحات: ۴۰۰ صفحه (۲۰۰برگ)

ناشر: تبر به دست

یک درخت=۱۰۰۰۰۰۰=۲۰۰*۵۰۰۰

رو درخت با نوک خنجر (خودکار) زنده باد درخت نوشتیم...

خونه‌ای که من و خانواده‌ام توش زندگی می‌کنیم زمان پدر پدربزرگم جنگل بود، زمان پدربزرگم شالیزار، زمان پدرم خونه‌ی حیاط‌دار و زمان من آپارتمان‌های سر به فلک کشیده...

من نمی‌تونم خونمونو دوباره جنگل کنم، اما می‌تونم جنگلمونو وسعت بدم، خیابونامونو سبز کنم، زمین‌های بایرمونو باغ کنم...

هر سال ۱۵ اسفند که می‌شه تلویزیون اعلام می‌کنه تو فلان نقطه‌ی تهران ۱۰۰۰ نهال کاشتیم در صورتی که روزانه صدها درخت خودمون از ریشه بی‌ریشه می‌شن...

اگه هر ایرانی هر سال یه درخت بکاره، سالانه ۷۰ میلیون درخت به طبیعت اضافه می‌شه، اونوقت دیگه تو رسانه‌ها نمی‌گن تهران دومین شهر آلوده‌ی جهانه.

دوستای خوب من!

بیاین طبیعتمونو با ریختن زباله تو جنگل‌ها، با آتیش زدن چوب‌های جنگل و با قطع کردن درخت‌ها خرابش نکنیم...

نکنیم یه کاری که اسم قصه‌هامون بشه افسانه‌ی جنگل، تو موزه‌هامون شاخه‌ی درخت ببینیم، اسم درخت بره تو درس تاریخ یا پدرنده‌هامون رو دکل مخابرات لونه بسازن...

بچه‌ها بیاین ۱۵ اسفند وبلاگامونو با این عنوان آپ کنیم:

من یک درخت کاشتم

 

                                                                                                                یا علی!


ادامه مطلب

لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 20:35 توسط : پیمان
چهارشنبه 2 اسفند1385
این رای من بود...

اگه قرار باشه من نظراتمو راجع به زن بگم از اونجایی که در این ارتباط طفلی بیش نیستم گفته های پیامبر اکرم (ص) رو براتون نوشتم و به جد اعلام می کنم که این عبارات عین نظرات خودم هم هست...

پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم نسبت به زن احترام خاصى قايل بود و مرتباً درباره محبت و مهربانى و مداراى با آنها سفارش مى‏كرد، به زنان سلام مى‏كرد و مكرر مى‏فرمود:
من از دنياى شما سه چيز را دوست مى‏دارم و آن سه چيز عبارت‏اند از: عطر، زن و نماز كه روشنى چشم من است. (1)
ناگفته پيدا است كه اين سخن پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم به خاطر شهوت و غريزه جنسى نبود، بلكه آن حضرت با ايراد چنين سخنانى مى‏خواست زنان را بزرگ جلوه دهد. بدين جهت، زن را در رديف نماز كه امرى عبادى و مقدس است، قرار داد و با اين تعبير، زن را به بالاترين مقام ترقى داد.
«ميمونه»، همسر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم مى‏گويد: از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم شنيدم كه مى‏فرمود: بهترين مردان امت من كسى است كه نسبت به همسر خود بهترين رفتار را داشته باشد و بهترين زنان امت من كسى است كه نسبت به همسر خويش بهترين كردار را داشته باشد. هر زنى كه آبستن مى‏شود، هر شب و روزى كه بر وى مى‏گذرد، برابر با هزار شهيد، اجر و پاداش دارد. بهترين زنان امت من زنى است كه در آنچه معصيت نباشد، رضاى شوهر را به دست آورد و بهترين مردان امّت من، مردى است كه با خانواده‏اش به لطف و مدارا زندگى كند. چنين مردى هر روزى كه بر او بگذرد، اجر صد شهيد دارد.
عمر گفت: يا رسول‏اللَّه! چگونه مى‏شود زنى كه رضايت شوهرش را به دست آورد، اجر هزار شهيد و مردى كه با خانواده‏اش مدارا كند، اجر صد شهيد را داشته باشد؟
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود: بدان كه اجر زنان، نزد خداوند، بيش از اجر مردان است. به خدا سوگند كه ستم شوهر نسبت به زن، بعد از شرك به خدا، بزرگترين گناهان است. نسبت به رفتار با موجود ضعيف (زن و يتيم) از خدا بترسيد كه خداوند به خاطر ايشان، شما را مؤاخذه خواهد كرد. هر كه به اين دو نيكى كند، رحمت الهى نصيب او شود و هر كه بدى نمايد، مورد سخط و خشم الهى واقع شود.(2)
رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم معيار جوانمردى و فرومايگى انسان را چنين بيان مى‏فرمايد: جوانمردان، كسانى هستند كه زنان را گرامى مى‏دارند و فرومايگان نسبت به آنان اهانت مى‏نمايند. (3)
و در حديث ديگر مى‏فرمايد: بهترين شما كسى است كه با خانواده‏اش رفتار نيك داشته باشد. من نيز با خانواده‏ام چنين‏ام.(4)
ابن‏عباس از پيامبر گرامى صلى اللَّه عليه و آله و سلم روايت مى‏كند: هركس دخترى داشته باشد و نسبت به او اهانتى روا ندارد و فرزند پسرش را بر او ترجيح ندهد، خداوند او را داخل بهشت مى‏كند. (5 )
و نيز مى‏فرمايد: هركسى كه از بازار، متاع و تحفه‏اى به خانه آرد، اول به دختران بدهد و سپس به پسران. هر آن كس كه دختران را شاد كند، گويى كه از ترس خدا گريسته است، يعنى همان تقرب و پاداش را دارد.(6)
........................................................................................................................................

1 ـ روش خوشبختى، ص 89.
2ـ روش خوشبختى، ص 78 تا 79.
3 ـ ما اكرم النساء الا كريم و ما اهانهن الا لئيم. (آيين همسردارى، ص 6).
4 ـ خيركم خيركم لاهله و انا خيركم لاهلى.(حقوق و حدود زن در اسلام، ص 44- 47).
5 ـ محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم خاتم پيامبران، ج 1، ص 183.
6 ـ محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم خاتم پيامبران، ج 1، ص 183.


ادامه مطلب

لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 21:18 توسط : پیمان
سه شنبه 1 اسفند1385
این خواب من بود...

 

بچه ها این شعر حافظ رو بخونید نظر هم بدید که بازم از این شعرا بذارم یا نه...

دیشب به سیل اشک ره خواب می​زدمابروی یار در نظر و خرقه سوختههر مرغ فکر کز سر شاخ سخن بجستروی نگار در نظرم جلوه می​نمودچشمم به روی ساقی و گوشم به قول چنگنقش خیال روی تو تا وقت صبحدمساقی به صوت این غزلم کاسه می​گرفتخوش بود وقت حافظ و فال مراد و کام نقشی به یاد خط تو بر آب می​زدمجامی به یاد گوشه محراب می​زدمبازش ز طره تو به مضراب می​زدموز دور بوسه بر رخ مهتاب می​زدمفالی به چشم و گوش در این باب می​زدمبر کارگاه دیده بی​خواب می​زدممی​گفتم این سرود و می ناب می​زدمبر نام عمر و دولت احباب می​زدم


ادامه مطلب

لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 21:29 توسط : پیمان

RSS